راز موفقیت در ذهن است نه بدن.

روني در‌باره آن گل زيبا به سيتي که در نهايت زيباترين گل تاريخ ‌20 ساله ليگ برتر نام گرفت، حرف‌هاي جالبي دارد‌: «وقتي‌ توپ به من رسيد‌، 5، ‌6 ايده متفاوت در سر داشتم. در اين‌گونه مواقع بايد درست‌ترين تصميم ممکن را بگيريد و طبق شرايط آن لحظه به توپ ضربه بزنيد. همه‌چيز به نوع استقرار مدافعان‌ حريف بستگي دارد. اگر‌‌‌ آن‌ها نزديک شما هستند، چاره‌اي‌ غير از دريبل زدن نداريد‌، اگر‌‌‌‌ جا ماند‌ه‌اند‌ نبايد فرصت بازگشت را برايشان فراهم کنيد و همان‌جا‌ ضربه نهايي را بزنيد.» به نظر‌ مي‌رسد فقط وقتي يک قهرمان بزرگ هستيد، ‌اجازه خودخواهي را داريد‌؛ شبيه همان کاري که مارادونا در جريان گل دوم بازي مرحله يک‌چهارم نهايي جام‌جهاني 1986 مقابل انگليس انجام‌ داد و در رختکن از والدانو بابت خودداري از ارسال پاس عذرخواهي کرد. 7 سال قبل‌تر تري بوچر دليلي براي عذرخواهي نداشت. مدافع تيم ملي انگليس اشتباه شيلتون بزرگ را پوشش داده بود و با حرکتي باورنکردني‌ و فداکارانه مانع ورود توپ به دروازه شد. آن خودخواهي و اين فداکاري دو روي يک سکه بود؛ بزرگان‌ با استفاده از يک حس برتر‌، ناخودآگاه مي‌دانند در چه زماني بايد از دو حس متضاد (‌خودخواهي‌‌ و فداکاري) به شکل مثبت استفاده کنند و تيم‌شان را به موفقيت برسانند.

همچنین شاید مطالب زیر مورد پسندتان باشد...

افزودن یک دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.